|
.....
مرد بنگاه دار شماره23: ...... – این آقا هیچی نگفت چون وارد مغازه اش نشدم چون روی در مغازه اش نوشته بود : خانه مجردی نداریم لطفا سوال نفر مایید-
مرد بنگاه دار شماره 24: گفتید در چه حدودی باشه؟
سایفر: عرض کردم ترجیحا می خوام رهن بدم. حالا یخورده اجاره هم مسئله ای نیست. هزار چوق تا هزار و دویست چوق پول پیش. می خوام خونه تر و تمیز و قابل سکونت باشه لطفا!
مرد بنگاه دار شماره24: نداریم ..... نه وایسا ...... نه ........ چرا ...... حالا صبر کن شانستو امتحان کنیم. خونه آپارتمانی میشینی؟
سایفر: چرا که نه؟
مرد بنگاه دار شماره24: کجا گذاشتم شمارشو؟ آهان صبر کن. الو سلام آقای احمدی منزل تشریف دارن؟ بله از بنگاه شماره 24 مزاحم شدم . سلام احمدآقا برای اون خونه طبقه سومیه ..... یه مهندس اومده بود دنبالش .... خیلی با کلاس و تروتمیز اصلا مثل بقیه مجردا نیستا .... آره خوب مجرده.... خیلی خوب بابا چرا فحش میدی؟ خوب فهمیدم باشه.... اه داد نزن گوشم کر شد.... نه اقا نشد. شرمنده. اینجا یخورده سنتی هستن می دونی که. طبقه همکفش خودش میشینه دختر جوون داره ... می فهمی که ...
سایفر: بله می فهمم می ترسه که من دخترشو ....به هرحال خیلی ممنون اقا از اینکه سعیتون رو کردید. واقعا متشکرم . خیلی لطف کردید در حقم .... نمی دونم چجوری جبران کنم .... خیلی آقایید واقعا ممنونم ....!!!!
مرد بنگاه دار شماره 29: خونه رو برای کی می خواید؟
سایفر: برای خودم
مرد بنگاه دار شماره29: چندتا بچه دارین؟
سایفر:زنش رو هم ندارم چه برسه به بچه
مرد بنگاه دار شماره 29: خانومتون کجا هستن؟
سایفر: عرض کردم ازدواج نکردم آقا
مرد بنگاه دار شماره29: وا مگه میشه؟ چند سالتونه؟
سایفر: قابل نداره ! 27 سال چرا نمیشه؟
مرد بنگاه دار شماره29: اووووو... 27 سالته و هنوز زن نگرفتی؟ ... اصغر بدو 2 تا چایی بیار ... بشین مهندس کارت دارم...
سایفر: آقا من عجله دارم خونه ای دارید بدردم بخوره یا نه؟
مرد بنگاه دار شماره29: بشین عجله کار شیطونه .... بفرما چاییت از دهن نیفته...
سایفر: بفرمایید من در خدمتم
مرد بنگاه دار شماره29: ... ببین پسرم دیگه شما سن و سالی ازت گذشته چرا زن نمی گیری؟
سایفر:.....
مرد بنگاه دار شماره29: ازدواج سنت رسول خداست مگه نشنیدی که الکاح سنتی فمن رغب عن سنتی امن من عذابی؟ ...
سایفر: فکر کنم دوسه تا حدیث رو با هم قاطی کردید.
مرد بنگاه دار شماره29: هان؟ .... خوب چه اهمیتی داره؟ منظور اینه که بالاخره جوون به همسر نیاز داره و باید ازدواج کنه. .. من همسن تو بودم 3 تا بچه داشتم
سایفر: آقا من اصولا با تولید مثل مشکل فلسفی دارم. .... دارم با کی چی می گم؟ .... آقا شما رو به جون هرکی دوست داری ولم کن به اندازه کافی نصیحت و موعظه شنیده ام. خونه دارید یا نه؟
مرد بنگاه دار شماره 29: نه عزیزم بچه نمک زندگیه زن و مرد بدون بچه اصلا یه چیزیشون میشه مردم براشون حرف در میارن که اجاقشون کوره ... ولی زن چراغ زندگیه مرد باید زن بگیره تا نصف دینش کامل بشه .... نشنیدی که الازدواج نصف الدین؟
سایفر: جان من اینا رو داری جدی میگی یا سر کارم گذاشتی؟
مرد بنگاه دار شماره29: سر کار چیه؟ ببین یواش یواش داره دیر میشه دیگه مویی روی سرت نمونده من اولش دیدمت گفتم حتما 35 سال رو داری... ببین جوون تا دیر نشده باید مادر جان رو بفرستی دنبال دختر نجیب و با ایمان و خانواده دار و... کجا داری میری؟ .... حرفا تموم نشده ... چاییت ...
......
مرد بنگاه دار شماره32: .....
سایفر: آقا میشه روتون رو اینور کنید با شما هستم
مرد بنگاه دار شماره32: بله بفرمایید
سایفر: گفتم محل کارم اینجاس دانشجو نیستم درسم تموم شده. نه اهل رفیق بازیم نه اهل مواد نه ....
مرد بنگاه دار شماره32: مگه مجرد نیستی؟
سایفر: خوب آره ولی مجردها که نباید توی جوب بخوابن! مجرد ها هم آدمن خب! به جرم مجرد بودن که نباید برم توی زیرزمین نم ناک بدون نور و بدون اتاق مثل حیوون زندگی کنم که دارم پول خونه آدم واری می دم می خوام تو خونه آدم واری زندگی کنم هم نورش درست باشه هم معماریش خوب باشه هم اتاق داشته باشه هم تاسیساتش کامل باشه مجانی هم نمی خوام دارم پولشو می دم
مرد بنگاه دار شماره32: همین یه موردو داشتم نشونت دادم نپسندیدی چکارت کنم؟ اصلا خونه نداریم آقا... عباس این آقا رو راهنمایی کن بیرون
سایفر....
بنگاه املاک شماره 35: امروز صبح
مرد بنگاه دار شماره 35: خوب بود؟
سایفر: خوب که چه عرض کنم. یه بار پیاده بخوام برم باید 130 متر رو از شیب 12درصد بالا برم بعدش 17 دقیقه هم پیاده برم تا به اولین خیابونی برسم که ماشین ازش رد میشه درسته نوسازه ولی همه چیزش که با همسایه مشترکه گاز هم که میگی تا و سه ماه آینده می کشن خدا می دونه کی بکشن گاراژ هم نداره حیاتش هم 3 متر مربعه تازه از پول منم بیشتره حداقل کمش کن از پسش بر بیام...
مرد بنگاه دار شماره35: جون تو همین یه موردو دارم. اینم نمی دونی چقدر تو گوشش خوندم تا حاضر شد به مجرد بده. می دونی میگه تو محل بده جوون ازب باشه و خونه تنهایی داشته باشه ... می فهمی که...
سایفر: ( به جهنم از بیخانمانی که بهتره حداقل دربسته ) خوب پس دو روز صبر کنین از یه جا پول جور کنم..
مرد بنگاه دار شماره35: باشه من یجوری می رم رو مخ صابخونه تا قبول کنه...
سایفر:.....
بنگاه املاک شماره 35: امروز بعدازظهر
سایفر: آقای صابخونه محترم کی قراره گاز بکشید؟
آقای صابخونه: زودی می کشیم تا سر کوچه لوله گاز اومده امروز و فردا گاز هم می کشن... شما خانومت دیده خونه رو؟
سایفر: خانومم؟ من زن ندارم خودم تنهام
آقای صابخونه؟ مرد بنگاه دار شماره35 مگه من بهت نگفتم که مجرد نمی دم؟
مرد بنگاه دار شماره35: باشه حالا اقای مهندس که مجرد مجرد هم نیست داره ازدواج می کنه...
سایفر: نه آقا من اصلا هیچ قصد زن گرفتنی ندارم ...... مگه شما به ایشون نگفتید که مجردم؟ ... اصلا وایسید ببینم شما ها از کجا می دونید من مهندسم؟ هی مهندس به خیک من می بندید؟ اصلا مهندس هم نیستم چکار به شغل من دارید؟...
مرد بنگاه دار شماره35: خب دارم الان می گم طوری نیست که. ببین آقای صابخونه آقای مهندس آدم حسابیه از ایین مجردای الوات که نیس که صب میره سر کار شوم بر می گرده اینقد هم خسته موندس که نه حال مهمون آوردن داره نه چیز دیگه....
آقای صابخونه : نه آقا من آبرو دارم تو محل به مجرد نمی دم خونمو
سایفر: بله صاب اختیارید ببخشید که وقت همتون رو گرفتم!
.......
مرد بنگاه دار شماره 39: خونه دارم برات درجه 1. آپارتمان طبقه پنجم ویو عالی 85 متر13 متر تراس کف پارکت گرمایش و سرمایش مرکزی دو تا هم آسانسور آشپزخونه اپن با وان قیمتش هم کمتر از اونی که می خوای در میاد برات.
سایفر: من دارم خواب می بینم؟
مرد بنگاه دار شماره39: نه عزیزم بیداری فقط یه مشکلی هست. ببین عزیز من توی این مجتمع ها اعضا با هم قرار گذاشتن که هیچکی خونشو به مجرد کرایه نده. می دونی که دختر و زن جوون دارن ....
سایفر: اهان همون مشکل همیشگی.... ببخشید مزاحم شدم...
مرد بنگاه دار شماره39: نه صبر کن ... اینم راه داره ... میری یه نفر متاهل رو میاری که برات قرارداد ببنده بعدش خودت میری جاش میشینی
سایفر:... نه داداش من اهلش نیستم حال و حوصله دعوای هر روز رو با همسایه ها ندارم که کو زنت و بچه ات؟ و چرا به دختر ما چپ نیگا کردی؟ و چرا اومدی رو پشت بومی که شورت و کرست زن من روش پهنه و .....
مرد بنگاه دار شماره39: آره خوب اینم هست ولی باید مرد باشی جلو همشون وایسی
سایفر: نه آقا من مردش نیستم. ممنون
....
مرد بنگاه دار شماره 41: یارو بساز و بفروشه . تو این اوضاع خرابی بازار خونه رو نفروخته می خواد تا دوباره بازار راه بیافته خونشو بده رهن. خونه دربسته تاسیسات هم کامله خیلی هم شیکه کف سرامیکه آشپزخونه اپنه یه اتاق هم داره 55 متره نقلی جمع و جور تا سه چهار روز دیگه هم تلفنو میکشن. میگه 2500 چوق رهن کامل
سایفر: آقا این از دو برابر پول من هم بیشتره که. مگه این خونه چیه که اینقدر گرونه؟
مرد بنگاه دار شماره41: دیگه همینه دیگه پول رهن که خرج نمیشه یه جور سرمایه گذاریه ..... صاب خونه هم آقاس اینقدر که خوش اخلاقه که نگو و نپرس....برو شما خونه رو ببین و بیا... امیر بیا آقا رو ببر خونه رو نشونش بده
......
سایفر: آقای عزیز کوچه که خاکیه همه هم که آشغالاشون رو گذاشتن جلو این خونه این چجور خونه ایه ؟ چرا رو دیوارش عکس خمینی و خامنه ای رو انداخته اونم در ابعاد 1.5 در 2 متر؟ راه پشتبوم همسایه ها هم که از توی این واحده آشپزخونه اپنش هم بخوره تو سرش با این اپن درآوردنش عکس این زنیکه چیه با کاشی درآورده توی خونه؟ اینوچیکارش کنم؟ این سربازای هخامنشی چیه روی سردر گذاشته؟ چرا اینقدر این خونه زشته؟ اتاقش هم که نه پنجره داره نه نور طبیعی داره نه تهویه داره نه کانال کولر! حیاتش هم که 2 متر مربعه!
مرد بنگاه دار شماره41: دیگه همینه دیگه. اتفاقا خیلی هم خوش سلیقه اس سقفش هم آینه کاریه خونه اکازیونه اصلا بنویسم قراردادو؟
سایفر: تلفنش چی میشه؟
مرد بنگاه دار شماره41: گفتم که سه چهار روز دیگه میکشن
سایفر: وای ببین به چه ذلتی افتادم ها! باشه اقا بنویس
مرد بنگاه دار شماره41: مبارکتون باشه.......
...........................
و اینگونه بود که من برای یک سال خونه دار شدم. گرچه سه و نیم ماهه که هنوز تلفن ندارم و با بدبختی هرچه تمامتر به وبلاگم سر می زنم.
نکته انحرافی1: این جریان مطابقت کامل با واقعیت دارد
نکته انحرافی 2: بنگاه هایی که در آنها جریانهای تکراری اتفاق افتاد حذف شده است.
نکته انحرافی 3: دوستانم واقعا حق دارن که منو به خاطر زشت بودن خونه ام مسخره کنن. شما هم حق دارید. نه شما حق ندارید شما که می دونید با چه بدبختی این رو گیر آوردم. خونه ام خیلی هم خوشگله اصلا هم مهم نیست که هنوز همسایه های قشنگ من آشغالاشون رو میذارن جلوی خونه من و اصلا مهم نیست که گربه ها پلاستیک ها رو پاره می کنن و اصلا مهم نیست که وقتی می خوام وارد خونه بشم یا از خونه خارج بشم جلوی دماغم رو می گیرم و اصلا مهم نیست که کوچه همچنان خاکیه و اصلا مهم نیست که کلی همسایه افغانی دارم و اصلا مهم نیست ...... هیچی مهم نیست.... مهم اینه که الان دیگه دنبال خونه نمی گردم ..... حداقل از بنگاه دارهای عزیز به جرم مجرد بودن مسخره نمی شم.....
ادامه دارد
|